Susa Web Tools
بهار 90 - ای خطه ایران عزیزم وطن من
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

+ رسم وفا

خوبرویان  جهان رحم  ندارد  دلشان

باید از جان گذرد هرکه شود همدمشان

روزی که سرشتند  ز گل  پیکرشان

سنگی اندر گل شان بود و همان شد دلشان


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 11:28 صبح ; سه شنبه 90/2/13
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک


+ نفسهای بریده

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه ی دل کندن بود

دل که دادم به یـارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 9:5 عصر ; شنبه 90/2/10
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک


+ رسم عاشقی

پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق

هرکســــی لایق آن نیست که بـــر دار شـــــود


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 8:51 عصر ; شنبه 90/2/10
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک


+ قانون سرنوشت

در ســـــکوت دادگــاه ســـرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلـداده ها از هــم جــدا

وای بر این حکم و این قانون زشت


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 8:50 عصر ; شنبه 90/2/10
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک


+ غم دل

عمری با غم عشقت نشستم

به تو پیوستم واز خود گسستم

ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود

تو را دیدم. پرستیدم . شکستم گریه‌آور


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 8:47 عصر ; شنبه 90/2/10
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک


+ تکیه بر جای خدا

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم

در آن یک شب خدایا من عجایب کارها کردم

جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی

ز خاک عالم کهنه جهانی نو بنا کردم

کشیدم بر زمین از عرش، دنیادار سابق را

سخن واضح تر و بهتر بگویم کودتا کردم

خدا را بنده ی خود کرده خود گشتم خدای او

خدایی با تسلط هم به ارض و هم سما کردم

میان آب شستم سهر به سهر برنامه پیشین

هر آن چیزی که از اول بود نابود و فنا کردم

نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

کشیدم پیش نقد و نسیه، بازی را رها کردم

نمازو روزه را تعطیل کردم، کعبه را بستم

وثاق بندگی را از ریاکاری جدا کردم

امام و قطب و پیغمبر نکردم در جهان منصوب

خدایی بر زمین و بر زمان بی کدخدا کردم

نکردم خلق ، ملا و فقید و زاهد و صوفی

نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا کردم

شدم خود عهده دار پیشوایی در همه عالم

به تیپا پیشوایان را به دور از پیش پا کردم

بدون اسقف و پاپ و کشیش و مفتی اعظم

خلایق را به امر حق شناسی آشنا کردم

نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال

نه کس را مفتخور و هرزه و لات و گدا کردم

نمودم خلق را آسوده از شر ریاکاران

به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا کردم

ندادم فرصت مردم فریبی بر عباپوشان

نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریا کردم

به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

میان خلق آنان را پی خدمت رها کردم

مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

نه شرطی در نماز و روزه و ذکر و دعا کردم

نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد

به مشتی بندگان آْبرومند اکتفا کردم

هر آنکس را که میدانستم از اول بود فاسد

نکردم خلق و عالم را بری از هر جفا کردم

به جای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک

قلوب مردمان را مرکز مهر و وفا کردم

سری داشت کو بر سر فکر استثمار کوبیدم

دگر قانون استثمار را زیر پا کردم

رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم

سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم

نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مکنت

نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا کردم

نه یک بی آبرویی را هزار گنج بخشیدم

نه بر یک آبرومندی دوصد ظلم و جفا کردم

نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری

گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم

به جای آنکه مردم گذارم در غم و ذلت

گره از کارهای مردم غم دیده وا کردم

به جای آنکه بخشم خلق را امراض گوناگون

به الطاف خدایی درد مردم را دوا کردم

جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعیض

تمام بندگان خویش را از خود رضا کردم

نگویندم که تاریکی به کفشت هست از اول

نکردم خلق شیطان را عجب کاری به جا کردم

چو میدانستم از اول که در آخر چه خواهد شد

نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم

نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

خلاصه هرچه کردم خدمت و مهر و صفا کردم

زمن سر زد هزاران کار دیگر تا سحر لیکن

چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها کردم

سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار

خدایا در پناه می جسارت بر خدا کردم

شدم بار دگر یک بنده درگاه او گفتم

خداوندا نفهمیدم خطا کردم ....


کاری از : فرزند ایران ; ساعت 11:1 صبح ; سه شنبه 90/1/23
تگ ها:
    دم اونایی که نظر میدن گرم()   لینک